{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم نمی آید که شــب را رها کنم

دلم نمی آید که شــب را رها کنم
و همین طوری بخوابم!
شب قشنـگ است…
یک‌ عمــر‌میخواهیم توی گور بخوابیـم‌.
وقتی هنوز زنـده هستیم،
حیفم می آید شب ها بخوابم.
شــب باید بیـدار ماند!
گاهی به سلامتی ستـاره ها شراب
حافظ شیراز نوشیـد…
حــرف زد…
گــریه کرد…
شـب باید کتاب خواند…
فیلـم دید…
شــب باید عاشــق شــد…
دیدگاه ها (۱)

به بزرگی آرزویت نیندیش به بزرگی کسی بیندیشکه میخواهد آرزویت ...

امروزفڪرڪن تازه به دنیـــــا آمدی…مهربـــــان باششاید فـــــ...

همیشهاز گرما مینالیم از سرما فرار میکنیم!درجمع،از شلوغی کلاف...

چاره ای نبود باید از هم دور می شدیم... هر چند هر دو می گفتیم...

ای کاش مهم بودم ):پارت ۹ :نامجون : عمرا تهیونگ : باشه پس نمی...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط