{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙱𝙸𝚁𝚃𝙷 𝙾𝙵 𝙰 𝚂𝚃𝙰𝚁

𝙱𝙸𝚁𝚃𝙷 𝙾𝙵 𝙰 𝚂𝚃𝙰𝚁

هیچ وقت فکر نمی‌کرد که شب تولدش اینجا بشینه کنار همسرش و بارش شهابی رو نگاه کنه.

همون طور که به آسمون خیره بود ، دست جونگکوک رو گرفت .

"جونگکوک این فوق‌العاده‌ست. "

لبخند محوی روی لب جونگکوک نشست.

"نه . این تویی که فوق‌العاده‌ای. تو خاصی ا.ت . تو برای من تا ابد خاصی . حتی وقتی از کار خسته ای . حتی وقتی شب دیر میرسی خونه. حتی وقتی سرت شلوغه "

ا.ت به جونگکوک نگاه کرد .

چی میتونست جز صداقت و عشق توی اون گوی های مشکی رنگ ببینه؟

اشک توی چشم هاش حلقه زد .

این مرد داشت باهاش چیکار میکرد .

"جونگکوک .... من ....من نمیدونم باید چی بگم."

"چیزی نگو ا.ت . این صحنه برای توعه پس فقط نگاه کن و لذت ببر ."

پسر همسرش رو در آغوش گرفت .

دختر همون جور که سرش روی شونه ی مردش بود ، دوباره به آسمون نگاه کرد.

جوری که انگار داره با چشم هاش این‌ لحظات رو ثبت میکنه.

end...
دیدگاه ها (۲)

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.همه به ا/ت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط