{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این هیچ ربطی به سناریو قبلی کاکوچو ندارد

𝕊𝕔𝕖𝕟𝕒𝕣𝕚𝕠 𝕊𝕜𝕪
این هیچ ربطی به سناریو قبلی کاکوچو ندارد!!!
‌‌‌‌‌‌‌‌ ‧₊˚🖇️✩ Scenario ‌‌‌‌‌‌‌‌‌𝒌𝒂𝒌𝒖𝒄𝒉𝒐✩🖇️˚₊‧
: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:
ات به خانه رفت سریع به سمت اتاق دوید در اتاق را بست او تا صبح با آهنگ غمگین گریه می کرد بالشش خیس شده بود قلب او کاملا شکسته شده بود فردای آن روز به تراپیست مراجعه کرد چون حالش به شدت بعد بود.
او تصمیم گرفتم دختری باشد که اجازه ندهد کسی اشک اورا در بیاورد تصمیم گرفت به یک سفر بره تا همه چیز رو فراموش کنه رفت و بلیت گرفت برای سفر به ترکیه چون کشور موردعلاقه ی او ترکیه است .
لباس هایش را جمع کرد و رفت.
شب ان روز کاکچو به در خانه ی ات رفت دید در قفله و هرچی به ات زنگ میزد جواب نمی داد خیلی نگرانش شده بود اما چاره ای نداشت جز اینکه اورا فراموش کند البته براش سخت نبود چون خودش خواست مقصر خودش بود‌.
ات سعی کرد فراموشش کنه اما نمی تونست شب ها خوابش نمی برد فقط اون لحظه ها جلو ی چشمش بود .
هر شب به خاطر کاکچو که قلب اورا شکسته ولی بازم دوستش داره اشک می ریخت.
ات نمی تونست به بیرون بره حالش خیلی بد بود در واقع افسرده شده بود .
اون یک سفر نبود که بخواد اون رو از یادش ببره بلکه سفری بود که تمام خاطراتش با کاکچو و خوش گذرانی هایشان توی ترکیه یادش میومد و حالش بدتر میشد.
همش دلش می خواست که زندگیش به پایان برسه. حتی تو فکر خودکشی هم بود.
اما وقتی به ذهنش می رسید که با این کار خانواده اش از هم میپاچد این کار را نکرد.
از این به بعد زندگی برای او معنی نداشت........
ولی کاکچو یا اون کسی که قلب یک دختر را مثل اسباب بازی می بینه هر روز و شب درحال عشق و حال بود.🙁

✧・゚: ♡ ✧・゚:✧・゚: ♡ ✧・゚:✧・゚: ♡ ✧
تکرار میکنم ، این هیچ ربطی به سناریو قبلی کاکوچو نداره✓      
                              
ֺ۪ #Bonten #TokyoRevengers #Mikey #SanzuHaruchiyo #RindouHaitani #RanHaitani #TR #AnimeEdits #BontenGang #Fanfiction .
دیدگاه ها (۱۴)

به تو نامه می‌نویسم🥹🍫

#منم.از.اینا.✓خب...دیدم مود شده همه ازینا میزارن منم گفتم بز...

ما که چیزی ندیدیم💁🏻✨ولی آهنگش خیلی خوبه🥹❤️‍🩹✨

💁🏻✨

✧・゚: ✧・゚:✧・゚: ✧・゚:✧・゚: ✧・゚:✧・゚: ✧・゚:✧・゚:✧・゚: ✧・゚:✧・゚: ✧・゚:✧・...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط