جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو

.

جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو
گه تکیه گاه خلقم و گه اژدهای تو

ای باقی و بقای تو بی‌روز و روزگار
شد روز و روزگار من اندر وفای تو

صد روز و روزگار دگر گر دهی مرا
بادا فدای عشق و فریب و ولای تو

جان چیست نیم برگ ز گلزار حسن تو
دل چیست یک شکوفه ز برگ و نوای تو

#مولانای‌جان
دیدگاه ها (۱)

‌به یکی نگاه جانم بِستان که تا قیامت دل خویش را تسلی به همان...

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشم‌های من به جای دست‌...

ثبت است بر جریده عالم دوامِ تو!♥️♥️🦋

«در رسیدن به توتنها راه،گذشتن است...»🌸🍃🌸🍃

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط