{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بود اولینَ‌ش "من" هستم!

گفته بود اولینَ‌ش "من" هستم!
باورش کردم
افتخار هم میکردم
اولینِ کسی بودن،
آخ که عجب لذتی دارد!
آهنگ گوش میکردیم، بغض میکرد...
کافه میرفتیم، بغض میکرد...
قدم میزدیم، بغض میکرد...
حتی لحظه ای هم که بوسیدمش، بغض کرد...
یک جای کار میلنگید!
"من شبیهِ اولین ها نبودم..."

#sonia
#💔
دیدگاه ها (۳)

+چـرا فـرامــوشِش نمیـڪنے؟-چِہ تــوقعے دارے لامصـــب زنــدگی...

خسه از دروغو بغضو فشو ناسزااا...یکمی محل ب قلب سرد ما بذااار...

- خسته شدم+ از چی؟- از آنلاین بودنِ الکی+ چرا الکی آنلاینی خ...

اَلـکُـل تــو خـــونخـــون تـــوی چِـــشـــمچِــشـــمـ بِـهـ...

رمان جونگکوک Love in the Mafia World✨Part 2که معلم گفت بیام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط