وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه گفتم: مامان پـر؛ خندی

وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه گفتم: مامان پـر؛ خندیدی و گفتی: من که پر ندارم!!!
بزرگتر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی…
وقتی که رفتی بهار بود و از آن روز که رفتی بهار رفت.
نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی کند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمی شوند و تو آنگونه ای مـــــــــــــــادر
قدر این بودنها رو بدونید
گاهی وقتا خیلی زود
دیر میشه🥀🥀🥀🥀😔💔
دیدگاه ها (۲۳)

#هان #چند پارتی وقتی میخواد بره سربازی ....ویو هان :داشتی از...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت آخرنیمه‌شب بود و جونگ‌کوک هنوز به...

وقتی میخواد بهت اعتراف کنه..

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

سناریو کازوتورا درخواستی

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط