-

-

پس از مدتی دراز، دوباره قلم به دست گرفتم اومدم ینجا؛
جایی که همیشه مأمنِ دلِ من بوده،
جایی که بارها از رنجِ دوری نوشته‌ام
و از اندوهِ فقدان.

اما امشب، سخن دیگر است.
امشب از داشتن می‌گویم،
از حضورِ یار،
از نعمتی که بودنش، نفس را آسان‌تر می‌کند.

امشب، زادروزِ شکلات نعناییِ من هست
خوشحالم که پنج ماه از عمرم
در سایه‌ی همراهی‌اش گذشته
و حضورش
آرام‌آرام در جانم نشسته است.
بودنش موهبتی بود
برای زندگی‌ام
و پناهی برای قلبم.

امشب، شبِ آرزوهاست.
دلم خواست آرزو کنم
سال‌های پیشِ رو،
در شادی و در سختی،
کنار هم بمانیم
و از با هم بودن
همچنان لذت ببریم.

شکلات نعناییِ ماری
زادروزت هزار بار مبارک،
ای جانِ زندگیِ من 🤍
دیدگاه ها (۰)

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما....Part 4بعد از آن پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط