دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است

دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است
چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است

غنچه را باد صبا از پوست می‌آرد برون
بی‌نسیم شوق، پیراهن دریدن مشکل است

ماتم فرهاد کوه بیستون را سرمه داد
بی هم‌آوازی نفس از دل کشیدن مشکل است

هر سر موی ترا با زندگی پیوندهاست
با چنین دلبستگی، از خود بریدن مشکل است
دیدگاه ها (۰)

من با تو نگویم كه تو پروانه من باشچون شمع بیا روشنی خانه من ...

ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحلهاشتر بخوابان هین هله نه...

#سلام_مخلص_تک_تک_شما_عزیزانمسپاس از حضور ڪَرم شما دوستان ادع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط