{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان مینشینید از خاطراتتان میگویید

چنان مینشینید از خاطراتتان میگویید
آدم حس میکند با پیرزن و پیر مرد طرف است
چه خبرتان است؟
چرا اینقدر شلوغش میکنید
خاطرات چند ماه و چند سال با هم بودنتان
هر چه بود و نبود تمام شد
اینقدر در ذهنتان کشش ندهید
تمامش کنید
شما جوان هستید
آنرا هم که رفته و تمام شده
بگذارید خاطراتش هم برود
بگذارید به حساب یک تجربه بزرگ
بگذارید به حساب یک مصلحت بزرگ
تمام شد
شما هم تمامش کنید !

درست است سخت بود
ولی خب، خودتان هم دامن میزنید به این سختی
قبول دارید؟
دیدگاه ها (۱)

اینکه مُدام میگویید،یکی بیاید و مارا بلد باشدفقط خودمان را گ...

شب ها یک بار دیدنِ تصویرت؛کافیست برایِ یک عمر بی خوابی...!

چنان مینشینید از خاطراتتان میگوییدآدم حس میکند با پیرزن و پی...

اگر...!اگر......!اگر...........!اَمان از این اگر ها که زندگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط