{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من حکایت پرنده ایست که بالش شکست ...نمیدانم کدام یک

حکایت من حکایت پرنده ایست که بالش شکست ...نمیدانم کدام یک را تحمل کنم سرمای زمستان را یا مهاجرت و دوری یاران ...؟
دیدگاه ها (۷)

کلاغ پیری هستم که طوفان لانه اش را برد نه دیگر توانایی پرواز...

کلها سهله ..؟؟المشکله بیوم المشیت..!!صافن بشفتی الجکاره ..!!...

سپهبد شهیدم ۵۰ روز است که تحمل نداشتن غمت و دوری ات را ندارم...

ماه‌من𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏𝟑ای کاش هرگز توی چنین شغل مزخرفی کار نمی‌کردم...و...

اعتماد پارت|۷۸|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط