{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه

همه
لرزش دست و دل
از آن بود که
عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشـــق
آی عشـــق
چهره آبیت پیدا نیست...♥
دیدگاه ها (۱۰)

ما چون دو دریچه ٬ روبروی هم ٬آگاه ز هر بگو مگوی هم ..هر روز ...

.

زور آرزوهـــــــایمزیـــــــاد شدهدیـــــــروز خیــ...

این روزهــــــــاخیـــــــلی چیــــــــزهادست من اســــــــت...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

«در عمقِ آن چشم‌ها، زخمی نیست که با مرهم آرام شود؛ بلکه نقشِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط