{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دریا شکوه بردم از شب دشت

به دریا شکوه بردم از شب دشت
وز این.عمری که تلخ تلخ بگذشت

به هر موجی که می گفتم غم خویش
سری می زد به سنگ و باز می گشت


#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۰)

#بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و خدا به كارهايى كه مى‌كنيد آگاه اس...

و فاطمه ای که روز بروز نحیف تر میشود ...💔پ.ن ۱ : دو روزه نخن...

زده ام دل به خـــیابان و به دنبالخودمتا که جویا شوم ازحالت و...

و چقدر جای امنی‌ستآغوش کسی کهبی واهمه دوستت دارد#محمد_کریم_د...

Part ⁴⁸The name of the story: Madness hall(تالار جنون)رفتم س...

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد. از همان ابتدا می‌دانستم که او م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط