{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان ام سی : یه روز دیگه توی کافه بود داشتم کار میکردم

از زبان ام سی : یه روز دیگه توی کافه بود داشتم کار میکردم امشب قرار بود برم سیرک دیدن پیروت که ناگهان خری امد
مشتری ۱ : خانوم (دراوردن یه سری عکس )
ام سی : چ........چ....؟؟ (پیروت به من خیانت کرده....؟ )
مشتری ۱: خانوم تو خیابون داشت اینکار رو میکرد با یه خانومی
ام سی : چی.......؟؟؟
مشتری ۱ : من دیگه میرم
(سیرک ساعت ۱۴:۵۶ )
پیروت : سلام بانوی م..
ام سی : (گریه کردن ) تو به منننن خیانتتت کردییییی
پیروت : بانوی من داری درباره ی چی حرف میزنی
ام سی : الکییییی دروغ نگووووو تمومه...
پیروت : (خشکش زد ) چ..چ....چیییییییییییییییییییییییییییی (انقدر بلند داد زد هارلی جستر و تیکت تاکر اومدن )
جستر : چی شده ؟
هارلی : این صدای بلند از کجاست ؟
تیکت تاکر : گوشممممم....
ام سی : اره همه چی تمومه من تورو دوست داشتم.💔 پیروت توهم مثل بقیه ایی همه تون همینین 💔
پیروت : هرکی بهت گفته بهت خیانت کردم دروغ گفته صبر ک...(ام سی هولش داد از سرش خون اومد ) (خب حالا بعد جستر و هارلی و تیکت تاکر اومدن و پیروت رو بلند کردن و به ام سی خواهش کردن که نره اما رفت ) (فردا کافه ساعت ۱۱:۰۱) ام سی : (نسبت به دیروز اروم تر شده بود (مشتری دیروزیه اومد تو ) مشتری ۱ : خانوم من یه یوتوبرم و باید بگم سرتون کلاه گذاشتیم (معلوم بود بچم پیروت اهل خیانت نیست ) ام سی : (اسلحه از طبق زندگی پلیر قبل از پیروت دراورد و یه تیر حروم سره اقاهه کرد خیلی ناراحت بود که پیروت رو زخمی کرد و دقیقا فردای همون روز پیروت اومد با یه دسته گل )
پیروت : (از ماسکش معلوم بود که خیلی گریه کرده ) م...م...نو ببخش
ام سی : (پرید بغل پیروت و گریش گرفت و دوباره عاشق هم شدن )

پایان.......
دیدگاه ها (۰)

من داخل گاچا

از این مسخره بازیا

کت نپ کیوت ادامه دادم

اطلاعات اوسی کپشن

part 10استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط