ادامه پارت
ادامه پارت
اما
برای چند دقیقه همه یاکت بود که متوجه سارا و جیمین شدم همین جوری به هم خیره شده بودن و لبخند میزدن
ارام متوجه شد و به جیمین گفت:جیمین خوش میگذره
سارا که اینو شنید سرخ شد
جیمین پرو هم گفت:عالییی اگه یه نفر مزاحم نمی شد
یونگجه:اگه مزاحم نمی شد که الان اهم اهم
کم کم: اووووو منم میخوام
جکسون :بریم خونه بهت میدم
چشای همه شده اندازه نعلبکی
اما:منم از شوهرم میگیدم
چشای همه دو برابر شد که چانیول با اخم گفت:شوهرت کیه?
استیسی:منم مشکلیه?
یوگیوم:شب بهتون خوش بگذره
اسی:اخه نمیشه که اینا مارو از هم جدا کرد و به اعضای nctاشاره کرد
کای:اره دیگه منم از مارک جدا کردن بی معرفتا
ته ایل:نگران نباش خودم از خجالتش در میام
جانی:شما که با من کار داری
تمین:اخ جونم کای شد مال خودم
دی او:چی چی کای مال خودم مگه ارث باباتونه
کای:رفیقمی عشقم و برای دی او بوی فرستاد
جسیکا سرخ شد.
جونگ کوک : خب شما هفته دیگه کجایید ?
جولیا:خونه گات سون
کم کم:نهههههه منو با این (به اسی اشاره کرد)تو یه خونه نندازین.
استیسی:اخ جون با منحرفا
اما:خیلی بی حیایی
اسی:از زنم یاد گرفتم.
توی بحث بودیم که دیدیم از اول که اومدیم جسی بل داره با سهون به حالت لب خونی حرف میزنه
اسی:اووووووی اقای اوهچشاتو از دامادم درویش کن
سهون:داماد? این از عروس کمتر یهش بگی کم لطفی کردی
همه:اوووووووووووو
یهون فهمید چی گفته و سرخ شد هاهاهاهاهاها هرکی با اسی در افتاد بد جور ور افتار
اما
برای چند دقیقه همه یاکت بود که متوجه سارا و جیمین شدم همین جوری به هم خیره شده بودن و لبخند میزدن
ارام متوجه شد و به جیمین گفت:جیمین خوش میگذره
سارا که اینو شنید سرخ شد
جیمین پرو هم گفت:عالییی اگه یه نفر مزاحم نمی شد
یونگجه:اگه مزاحم نمی شد که الان اهم اهم
کم کم: اووووو منم میخوام
جکسون :بریم خونه بهت میدم
چشای همه شده اندازه نعلبکی
اما:منم از شوهرم میگیدم
چشای همه دو برابر شد که چانیول با اخم گفت:شوهرت کیه?
استیسی:منم مشکلیه?
یوگیوم:شب بهتون خوش بگذره
اسی:اخه نمیشه که اینا مارو از هم جدا کرد و به اعضای nctاشاره کرد
کای:اره دیگه منم از مارک جدا کردن بی معرفتا
ته ایل:نگران نباش خودم از خجالتش در میام
جانی:شما که با من کار داری
تمین:اخ جونم کای شد مال خودم
دی او:چی چی کای مال خودم مگه ارث باباتونه
کای:رفیقمی عشقم و برای دی او بوی فرستاد
جسیکا سرخ شد.
جونگ کوک : خب شما هفته دیگه کجایید ?
جولیا:خونه گات سون
کم کم:نهههههه منو با این (به اسی اشاره کرد)تو یه خونه نندازین.
استیسی:اخ جون با منحرفا
اما:خیلی بی حیایی
اسی:از زنم یاد گرفتم.
توی بحث بودیم که دیدیم از اول که اومدیم جسی بل داره با سهون به حالت لب خونی حرف میزنه
اسی:اووووووی اقای اوهچشاتو از دامادم درویش کن
سهون:داماد? این از عروس کمتر یهش بگی کم لطفی کردی
همه:اوووووووووووو
یهون فهمید چی گفته و سرخ شد هاهاهاهاهاها هرکی با اسی در افتاد بد جور ور افتار
- ۳.۸k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط