آبادانیه داستانه شکارشو برا دوستش تعریف میکرده
آبادانیه داستانه شکارشو برا دوستش تعریف میکرده:
رفتیم شکار یه پرنده دیدم تیر اولو زدم تمام کاکولش ریخت🔫🐤
تیر دومو زدم پرهای سینش ریخت
تیر سومو زدم پرهای زیر بالش ریخت
رفیقش میگه:
میگوما تو تفنگت فشنگ میذاشتی یا واجبی!!!؟؟؟😂😂 #فردوس_برین #طنز
رفتیم شکار یه پرنده دیدم تیر اولو زدم تمام کاکولش ریخت🔫🐤
تیر دومو زدم پرهای سینش ریخت
تیر سومو زدم پرهای زیر بالش ریخت
رفیقش میگه:
میگوما تو تفنگت فشنگ میذاشتی یا واجبی!!!؟؟؟😂😂 #فردوس_برین #طنز
- ۳.۰k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط