در قزوین خدمت مادر مهدی رستمی بودم
⭕️ در قزوین، خدمت مادر مهدی رستمی بودم.
در حمله جنگندهها برای ترور پسر نخبهاش، ۸ نفر از اعضای خانوادهاش، از نوه ۲۰ روزه تا پسر ۴۰ سالهاش با هم شهید شدند.
۲ فرزند، ۵ نوه و یک عروس!
گفت به فرماندهان میدان گفتهام؛
«خانواده من ۱۶ نفره بود.
۸ تایمان شهید شدند ۸ تای دیگر زندهایم.
برای اینکه دلتان قرص باشد نه عزاداری کردیم نه گریه میکنیم و هر شب دسته جمعی در خیابانیم!»
در کل جلسه سرم را نتوانستم بالا بیاورم.
کوههای ایران جلوی این مادرها زانو میزنند!
خدایا چه ملت عجیبی داریم…
👤اشتری
┅┅┅┅🍃🇵🇸❤🇮🇷🍃┅┅┅┅┄
در حمله جنگندهها برای ترور پسر نخبهاش، ۸ نفر از اعضای خانوادهاش، از نوه ۲۰ روزه تا پسر ۴۰ سالهاش با هم شهید شدند.
۲ فرزند، ۵ نوه و یک عروس!
گفت به فرماندهان میدان گفتهام؛
«خانواده من ۱۶ نفره بود.
۸ تایمان شهید شدند ۸ تای دیگر زندهایم.
برای اینکه دلتان قرص باشد نه عزاداری کردیم نه گریه میکنیم و هر شب دسته جمعی در خیابانیم!»
در کل جلسه سرم را نتوانستم بالا بیاورم.
کوههای ایران جلوی این مادرها زانو میزنند!
خدایا چه ملت عجیبی داریم…
👤اشتری
┅┅┅┅🍃🇵🇸❤🇮🇷🍃┅┅┅┅┄
- ۱۵۵
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط