{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اگر خنده کنی دل ضربان می گیرد

تو اگر خنده کنی دل ضربان می گیرد
طلب بوسه از آن غنچه دهان می گیرد

بهر هر بوسه ی تو جان به لبم می آید
لبم از بوسه ی شیرین تو جان می گیرد

عشق تو آتش اگر بر تن و جانم بزند
قلبم از آتش عشقت نوسان می گیرد

گر رسد دست دلم بر در باغ دل تو
سایه ی عیش از آن سرو روان می گیرد

گر چه یوسف شده ای سوی در بسته نرو
با زلیخا شدنم جامه دران می گیرد

به سیه چاله ی چشمان تو ای مستبدم
دل مشروطه طلب هم خفقان می گیرد

تا که تسخیر شود کشور دل با نگهت
با جهانگیری تو هر دو جهان می گیرد
دیدگاه ها (۷)

خواسته یا ناخواسته میگیم : مواظب خودت باش !مواظب خودت باش یع...

می دانی؟این بهارها فقط می آیندآغازشان اما با آمدن توست!عیدت ...

دهم بهمن سال 1395روز بیاد مادنی برای منو همزادم یه روز پر ا...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

چشم بد ازت دور زندگیم

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط