ولی الان کالین اومده و من دیگه تنها نیستم

ولی الان کالین اومده و من دیگه تنها نیستم
بعد من و کالین سوار اتوبوس شدیم که بریم
هتل خب راستش پول کافی برای خرید خونه
نداشتیم اما فق باید یکم دیگه پول جمع کنم
پس تا اون موقع توی هتل میمونیم
ات ویو


رسیدیم هتل یه لیسا و جنی از یه اتوبوس دیگه
پیاده شدن
دویدم سمتشون و برند ازشون کردم
اونا بهم گفتن که خوبن
باهم رفتیم توی هتل
لیسا و جنی اتاق مشترک
گرفتن ون و کالین هم اتاق های جدا
شب



ساعت ۸شب بود
شنیده بودم اینجا بار های خیلی خوبی داره
بلند شدم رفتم سمت کمدم یه لباس برداشتم
مو هام رو باز گزاشتم رفتم جلوی اینه
به خودم نگاه کردم
خیلی خوب شده بودم
بعد یواشکی..........

۷تا لایک
دیدگاه ها (۳)

پارت هفتم گمشده ای شرق

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۲۵تهیونگ : خیلی قشنگه ا.ت : چی ؟تهی...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹⁰ ( یک هفته بعد ) « ویو سوجین » سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط