تو از پرنده بگو، پرکشیدنش بامن
تو از پرنده بگو، پرکشیدنش بامن
تو از درخت بگو،سیب چیدنش بامن
از آن مترسک نادان بگو بگوش کلاغ
که میوه کال بچیند، رسیدنش بامن
به سوگ ماه زمین را ببر به سمت غروب
وَ گُر بگیر گریبان دریدنش بامن
به روی چادر شب گل بزن به رنگ خیال
اگر نداشت بهایی، خریدنش بامن
به نقطه چین نگاه زمین، عبور بکش
وَ تخته کن در دل را بریدنش بامن
ببخش لکنت ابیات آرزویم را
بخوان به لهجه ی دریا، شنیدنش بامن.
تو از درخت بگو،سیب چیدنش بامن
از آن مترسک نادان بگو بگوش کلاغ
که میوه کال بچیند، رسیدنش بامن
به سوگ ماه زمین را ببر به سمت غروب
وَ گُر بگیر گریبان دریدنش بامن
به روی چادر شب گل بزن به رنگ خیال
اگر نداشت بهایی، خریدنش بامن
به نقطه چین نگاه زمین، عبور بکش
وَ تخته کن در دل را بریدنش بامن
ببخش لکنت ابیات آرزویم را
بخوان به لهجه ی دریا، شنیدنش بامن.
- ۳.۲k
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط