گاهـــی ..
گاهـــی ..
میان وسعــــــــت دستان خالیـــم
حس می کنــم ..
تمــــــــام دار و ندارم نگـاه توســـت....!
نگاهی هم که در کار نباشد.....
وسوسه امانم را میبرد....!
کناره پنجره برهنه شدن ..
و لابلای دودهای سر به هوا
به فکر تو بودن ......
هنوز تجربه ات نکرده ام.......!
پیش از انکه چیز زیادی از تو بدانم دوستت میداشتم....
سیگاری گوشه لبهایم میگذارم .
دستانم میلرزد...
تمام این روزهای یخ زده در هیاهوی تیک تاک ثانیه ها میگذرد.......
و مرور میکنم هر روز
خاطراتم را با تو ....
به تو که میرسم باید وانمود کنم که باز هم دیر رسیده ام..!!!!!!
بغض های تلخی است ...
که با هر نفسم می آیند ...
نمی روند اما ...
میمانند..............*M*
میان وسعــــــــت دستان خالیـــم
حس می کنــم ..
تمــــــــام دار و ندارم نگـاه توســـت....!
نگاهی هم که در کار نباشد.....
وسوسه امانم را میبرد....!
کناره پنجره برهنه شدن ..
و لابلای دودهای سر به هوا
به فکر تو بودن ......
هنوز تجربه ات نکرده ام.......!
پیش از انکه چیز زیادی از تو بدانم دوستت میداشتم....
سیگاری گوشه لبهایم میگذارم .
دستانم میلرزد...
تمام این روزهای یخ زده در هیاهوی تیک تاک ثانیه ها میگذرد.......
و مرور میکنم هر روز
خاطراتم را با تو ....
به تو که میرسم باید وانمود کنم که باز هم دیر رسیده ام..!!!!!!
بغض های تلخی است ...
که با هر نفسم می آیند ...
نمی روند اما ...
میمانند..............*M*
- ۸۵۵
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط