{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت (۳)
فلش بک به صبح

میا آماده شدم. صبحانه خوردم پدرم که مثل همیشه مست کرده بود شب صبح نداشت همیشه مست بود. مادرم تنها کسی بود که منو به اینجا رسوند من این خوبی هارو هیچ وقت فراموش نمی کنم اون از دست کتک های پدرم نجات می دم یه خونه می گیرم من دادشم و مادرم داخل بی دردسر زندگی کنیم. با این فکر لبخند زدم. با مادرم خدافظی کردم رفتم سوار ماشین شدم حرکت کردم. رسیدم تیمارستان رفتم سلام گرمی به همه کردم. رفتم اتاق ش نمی دونم چرا ولی ترس داشتم خیلی ولی من هنوز هم دلم می خاست نگاهم کنه لمسم کنه. رفتم داخل ...


میا: سلام صبح بخیر

کوک: پوز خند زدم بلند شدم آمدم جلو سرد گفتم. کاری که گفتم کردی ؟

میا : ا..ا.ره
کوک: آفرین دختر خوب بدشون به من
میا: سریع از کیفم درش آوردم دادم بهش

کوک: از ش گرفتم یکی از سیم کارت هارو انداختم داخل ش شماره. یونگی گرفتم که جواب داد

شوگا: الو بفرماید

کوک: برای آخر هفته آماده باش کلید خونه قفل باز نمی کنه .... این یه رمز بود
که فقط من و افرادم می دونستیم


شوگا: ارباب شما چشم

کوک: تلفن قطع کردم. برگشتم سمت اون دختر قدش کوتاه بود استایل بد نبود رفتم برای قدم بعدی رفتم نشستم رو صندلی گفتم بیا

میا: چ..چ.چی. میگم. چیز باید حرف بزنیم من سوال دارم ... ترسید ولی مقاومت کرده

کوک: پوزخند زدم گفتم. بیا نزدیک

میا: به حرفش گوش دادم چون چیزای خوبی درموردش نشنید بودم رفتم کنار میز جای که اشاره می کرد بهش که گفت

کوک: زیبای فقط ...

میا: نمی دونم چرا دوست داشتم اون ازم تعریف کنه کشش که بهش داشتم چی بود چرا نگاهم می کرد این جوری می شدم چشماش. تند زبون باز کردم گفتم فقط چی

کوک: هیچی. ... دستش گرفتم کشیدمش سمت خودم نشودمش رو پام دستم رو کمرش گذاشتم. به چشماش زول زدم گفتم سوال داشتی نمی خای جواب بگیری ؟.... عمیق مرموز سرد

میا:هنوز تو شک بودم به چشماش نگاه می کردم با ترس گفتم .. جونگکوک میشه بزارید برم این جوری درست نیست

کوک: پوزخند زدم گفتم من اینجوری راحتم و منو ارباب صدا کن نه به اسم دفع بعدی ساده نمی گذرم

میا: اما من برده نیستم

کوک: منم پسر خالت نیستم نزار حرفم دوبار بزنم که برای خودت بد میشه

میا : ترسیدم ب.ب.باش من سوال هام به پرسم ارباب؟

کوک: من نگفتم نپرس من منتظرم
میا: توی پرونده ت یه دختر به اسم لیا بود. اون کیه ؟

کوک: قربانی
میا: خانوادت کجان
کوک:ندارم

میا : تو چی قاچاق می کنی ؟

کوک: زیادی پرو نشدی
میا : خودت گفتی جواب می دی
کوک: فقط سوالی که دلم بخاد جواب می دم
میا: اما
کوک: فکر کنم باید تنبی بشی
میا : چرا چه تنبیه ؟

کوک: چون ددی اذیت کردی نذاشتی از خوشگلی تو لذت ببر ... نگاه به چشماش



دوستان پارت ۴ امشب میزارم اگر خوشتون آمده کامنت بزارید🥰
دیدگاه ها (۳)

گم نکنید پروفایل عوض شد

استایل میا

استایل کوک

پارت (۲)میا: رفتم داخل دیدم پشت به من رو تختش. نشسته و با چ...

پارت( 1)از گفته کوک:با نور خورشید چشمام باز کردم ۳ساله که ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط