{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 𝟳
#اشتباه_بزرگ

فیلیکس:هوی چته من میرم براتون میگیرم

ات:نه واقعا نیاز نیست

فیلیکس:برای خودمم میخام بخرم خوب

ات:اها باش

سوا: ات

ات:جانم

سوا:تا بستنی هارو میخره بریم بشینیم روی اون نیمکت

ات:باشه
میگم اون همیشه با همه مهربونه

سوا:کی فیلیکس

ات:اره

سوا:اره خب خیلی مهربونه برعکس تهیونگ خیلی بد اخلاقه کل کلاس ازش می ترسن یبار با مدرسه بغلی دعواش شد رفته بود دفتر مدیرشون زده بود توی دماغ مدیر مدرسه بغلی

ات:هیوای

سوا: فقط هرجا دیدیش باید راهتو کج کنی

ات: نمیدونی خونش کجاست

سوا:نه چطور

ات: اخه

سوا:چیه
اع فیلیکس بستنیارو اورد

فیلیکس:بفرمایید

ات:ممنون

سوا: ات میشه عوض کنی با من

ادامه داره
دیدگاه ها (۰)

پارت 𝟴#اشتباه_بزرگ ات:باشه راستی سوا تو چقدر تهیونگ همون پسر...

پارت 𝟵#اشتباه_بزرگ مادر ات: ات اومدی ات: خستم  انگار موچی دا...

پارت 𝟲#اشتباه_بزرگ سوا: خواهش میکنم حتمافیلیکس:انگار ریاضیت...

پارت 𝟱#اشتباه_بزرگ بعد از کلی درس زنگ خورد رفتیم غذا بخوریم ...

چند پارتی از چان: (وقتی اون.....)p1تو و چان سه چهار سالی میش...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط