{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم

رفتم
نخواست که بمونم
صدایم نکرد
نگفت : نرو، برگرد !
و من رفتم !
رفتم به سوی تنهایی
و انتظار شنیدن صدای او
که بگوید دوستت دارم برگرد . . .💔
دیدگاه ها (۰)

گاهی زانوهایت می شود تمام دنیایی که داری ! آنها را در آغوش م...

گاهی نه آشنا درد را می فهمد نه حتی صمیمی ترین دوست گاهی باید...

به نام خدائی که هستی را با مرگ دوستی را یک رنگ زندگی را با ر...

دنیا ارزانی آدمهایش فقط من باشم و تو ، دو فنجان چای به ضمیمه...

#رد_خون_و_بوسه6فردا صبح:جینو:با صدای آلارم بیدار شدم...رفتم ...

#دلی

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.107(از زبون ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط