ایستگاه

ایستگاه؛
باز رسیدیم بـه ایستگاه ، بارون همه ی جا رو خیس کرده بودو شب بود.
راه زیادی رو پیاده گذرونده بودیم.
خسته بودیم گفتیم بقیه راه رو با اتوبوس بریم.
بخار از دهنت بیرون میومد. خستگی رو توی چشمات می‌دیدم یادته.
عشقم بودی.
مث این فیلما کاپشن خودمو دادم بهت کـه سرما نخوری.
رسیدم خونه با این‌کـه کاپشنمو دادم بهت ولی سرما نخوردم
گذشت و گذشت و گذشت..
حالا اومدم توی همون ایستگاه این بار تنها بودم
هوا سرد بود.. ولی کاپشنم تنم بود
رسیدم خونه..
جلوی آینه وایستادم یه چیزی نظرمو جلب کرده بود
یه سری مو هاي سفید لابلای مو هاي مشکیم بود.
یه چایی داغ بعدشم خواب.
صبح فردا رسید حس بدی بود
سرما خورده بودم تنهای تنها.
دیدگاه ها (۱)

-حالم همیشه بد تر از اون چیزی بود ک فکرشو میکردی! +من اصلا ب...

چن صالتح؟🖇🚶🏽‍♀ وقتی سرحالم ۱۶صــال).🙂🕸 وقتــی خصـتم ۲۵‌صــال...

؟!

میترسم دیدن این هوا هم برامون حسرت بشه :)یادش بخیر، زمستونای...

وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت یازدهم) (ا/ت)شب شد...

امروز توی پارک نشسته بودم تا طراحی جدیدم رو کامل کنم، فکر کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط