{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه چیز داشت خوب پیش میرفت

همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت
صبح‌هایمان با هم به خیر می‌شد
شب‌هایمان به خوش

همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت
تا اینکه فهمیدیم
بدون هم زنده می‌مانیم
و همین فهمیدنِ پرحقیقت
شد بدترین کابوس عاشقانه‌هایمان!
دیدگاه ها (۳)

الان فقط نیاز دارم بغلم کنیحرکتی به قدمت خودِ بشریتکه معنایش...

باید معجزه‌ای بیافرینممثلاً وقتی تو دارد اخمت می‌آیدقبل از آ...

دیدی که سخت نیست تنها بدونو صبح می شود شب ها بدون مناین نبض ...

اهم تیکه ای از داستانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط