{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود

یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود
یه بار میخواست بیاد خونمون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
انقد دم در گفت یالله آخرش بابام داد زد پدرسگ بیا تو منم چادر سرمه !
دیدگاه ها (۱۰)

♡♡♡♡♡♡♡♡

شاید آنروز ک سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد، خبری از...

من و لاکام همین الان یهویی^__^

لحن مردان در صد سال پیش :گستاخی مکن زن، طعام بیاور !...........

اهو

دو رگه عشق پارت ۱۹

ددی جئون جونگکوک: ات بیهوش بود گذاشتمش روی تخت رفتم به دکتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط