وقتی داری کتاب میخونی:
وقتی داری کتاب میخونی:
تام🐍✨
تام ریدل
آروم میاد کنارت و یه نگاه به کتابت میندازه
چی میخونی
چند ثانیه بهت نگاه میکنه و میگه
جالبه که اینقدر غرقش شدی
بعد یه سکوت کوتاه
صفحه چندی
شماره صفحه رو که میگی یه لبخند خیلی ریز میزنه
پس هنوز خیلی مونده
بعد کنار میشینه و میگه
ادامه بده
نمیخوام مزاحمت بشم
ولی هر چند دقیقه یه بار دوباره نگاهت میکنه
آخرش خیلی خونسرد میگه
وقتی تمومش کردی برام تعریفش کن
میخوام بدونم چی توش بود که تونست اینقدر حواستو از اطرافت پرت کنه
و بعد خودش هم مشغول خوندن میشه
⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆
تئو🐍✨
تئو احتمالا اولش اصلا چیزی نمیگه
فقط میاد کنارت میشینه و یه مدت همونجوری که داری کتاب میخونی نگاهت میکنه
بعد خیلی آروم میگه
انقدر جدی خوندنش واجبه
ات:آره
باشه
بعد خودش کتابشو باز میکنه
چند دقیقه بعد بدون اینکه سرشو بلند کنه میگه
صفحه ای که الان خوندی رو دوباره بخون
ات:چرا؟
یه لبخند کوچیک میزنه و میگه
چون از وقتی شروع کردی حواست دیگه اینجا نیست
بعد دوباره مشغول کتاب خودش میشه انگار اصلا چیزی نگفته
⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆
رگیلوس🐍✨
رگیلوس میاد کنارت میشینه و چند لحظه به کتابت نگاه میکنه
بعد آروم میگه
یه چیزی بپرسم
اگه این کتابو ازت بگیرم ناراحت میشی
ات: آره
یه لبخند خیلی ریز میزنه
خوبه
پس نمیگیرمش
بعد دستشو دراز میکنه سمت کتاب ولی به جاش فقط گوشه صفحه رو صاف میکنه
این صفحه رو تا کجا خوندی
جوابشو میدی
باشه
پس من همینجا منتظرم
بعد تکیه میده و ساکت میمونه
چند دقیقه بعد بدون اینکه نگاهت کنه میگه
راستی
من از کتابت بیشتر از خود کتاب خوشم اومده
چون وقتی میخونیش اینقدر غرق میشی که بالاخره چند دقیقه ساکت میشی
────────────────────────────
امیدوارم خوشتون اومده باشه
لایک یادتون نره🥺🐍✨
تام🐍✨
تام ریدل
آروم میاد کنارت و یه نگاه به کتابت میندازه
چی میخونی
چند ثانیه بهت نگاه میکنه و میگه
جالبه که اینقدر غرقش شدی
بعد یه سکوت کوتاه
صفحه چندی
شماره صفحه رو که میگی یه لبخند خیلی ریز میزنه
پس هنوز خیلی مونده
بعد کنار میشینه و میگه
ادامه بده
نمیخوام مزاحمت بشم
ولی هر چند دقیقه یه بار دوباره نگاهت میکنه
آخرش خیلی خونسرد میگه
وقتی تمومش کردی برام تعریفش کن
میخوام بدونم چی توش بود که تونست اینقدر حواستو از اطرافت پرت کنه
و بعد خودش هم مشغول خوندن میشه
⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆
تئو🐍✨
تئو احتمالا اولش اصلا چیزی نمیگه
فقط میاد کنارت میشینه و یه مدت همونجوری که داری کتاب میخونی نگاهت میکنه
بعد خیلی آروم میگه
انقدر جدی خوندنش واجبه
ات:آره
باشه
بعد خودش کتابشو باز میکنه
چند دقیقه بعد بدون اینکه سرشو بلند کنه میگه
صفحه ای که الان خوندی رو دوباره بخون
ات:چرا؟
یه لبخند کوچیک میزنه و میگه
چون از وقتی شروع کردی حواست دیگه اینجا نیست
بعد دوباره مشغول کتاب خودش میشه انگار اصلا چیزی نگفته
⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆⋆。°✩ ───────── ✩°。⋆
رگیلوس🐍✨
رگیلوس میاد کنارت میشینه و چند لحظه به کتابت نگاه میکنه
بعد آروم میگه
یه چیزی بپرسم
اگه این کتابو ازت بگیرم ناراحت میشی
ات: آره
یه لبخند خیلی ریز میزنه
خوبه
پس نمیگیرمش
بعد دستشو دراز میکنه سمت کتاب ولی به جاش فقط گوشه صفحه رو صاف میکنه
این صفحه رو تا کجا خوندی
جوابشو میدی
باشه
پس من همینجا منتظرم
بعد تکیه میده و ساکت میمونه
چند دقیقه بعد بدون اینکه نگاهت کنه میگه
راستی
من از کتابت بیشتر از خود کتاب خوشم اومده
چون وقتی میخونیش اینقدر غرق میشی که بالاخره چند دقیقه ساکت میشی
────────────────────────────
امیدوارم خوشتون اومده باشه
لایک یادتون نره🥺🐍✨
- ۱۰۸
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط