شبی پر برف میخواهم
شبی پر برف میخواهم
که مرد افکن بود سوزش
در آن سرما اتاقی گرم میخواهم
و یک ولگرد هر جایی
که با او روی فرش نخ نما بنشینم و
عرق زه حلق پنج سیری کشمش
زه ناف سرد استکان ریزم
من او را جنده می نامم
چرا با منت بسیار ¿¿و یک لفافه از فرهنگ من او را روسبی خوانم
عرق تلخ است
تلخ و
تند و
بی رنگ است ولی میان شیشه آبی فقط او پندولر دارد
که مرد افکن بود سوزش
در آن سرما اتاقی گرم میخواهم
و یک ولگرد هر جایی
که با او روی فرش نخ نما بنشینم و
عرق زه حلق پنج سیری کشمش
زه ناف سرد استکان ریزم
من او را جنده می نامم
چرا با منت بسیار ¿¿و یک لفافه از فرهنگ من او را روسبی خوانم
عرق تلخ است
تلخ و
تند و
بی رنگ است ولی میان شیشه آبی فقط او پندولر دارد
- ۴.۳k
- ۰۲ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط