{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی پر برف میخواهم

شبی پر برف میخواهم
که مرد افکن بود سوزش
در آن سرما اتاقی گرم میخواهم
و یک ولگرد هر جایی
که با او روی فرش نخ نما بنشینم و
عرق زه حلق پنج سیری کشمش
زه ناف سرد استکان ریزم
من او را جنده می نامم
چرا با منت بسیار ¿¿و یک لفافه از فرهنگ من او را روسبی خوانم
عرق تلخ است
تلخ و
تند و
بی رنگ است ولی میان شیشه آبی فقط او پندولر دارد
دیدگاه ها (۲)

دوستان سلام لطفا منو فالو کنید تشکر😁😁😅

♨️ابراهیم رضایی: مستعمره‌های آمریکا در منطقه که این روزها بر...

جانانِ بزرگمهرم:🫀🫂زندگی با همه شلوغی و سختی‌هاش، وقتی تو کنا...

مخاطب:@jim_fic_btsدرکت میکنم نمیتونی بیایی ویسگون ولی دلم ب...

لباس ته😢یونتان💔🥺♡ لــایــکــ؟🗨️ کــامــنــتــ؟↪️ بــازنــشــ...

هدف من کمک به افراد برای درک فرصت‌های سرمایه‌گذاری و اتخاذ ت...

هوبی در ویورس🐿️: آرمی!! فهمیدم یه جایزه خیلی بزرگ گرفتیم. هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط