{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر از کوچه ی ما عشق را دزدیده است

یک نفر از کوچه ی ما عشق را دزدیده است
این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است

دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت
گوئیا او هم بساط خویش را برچیده است

عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم
عشق را از غنچه های کوچه باغی چیده است

عشق بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد
عابری این تابلو را دورمیدان دیده است

یک چراغ قرمز از دیروز قرمز مانده است
چشمکش را هیز چشمی خیره سر دزدیده است

می روم از شهر این دل سنگهای کور دل
یک نفر بر ریش ما دلریشها خندیده است.......
دیدگاه ها (۱)

از من جدا مشو که تمنای من توییمهتاب خلوت شب تنهای من توییدان...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

بیا تا با غزل عقدت کنم تا محرمم باشیشریک شادی و شعر و شب و ش...

"دِلـــــــــــــــــــــــــــم"بــاران می خواهــــد..........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط