{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره شروع می شود

دوباره شروع می شود
باران های تند
چتر های باز
دلشوره های خیس خورده پشت چراغ های قرمز
فال های نم کشیده
انار های سرخ
نارنگی های سبز
دوباره شروع می شود
روزهای نصفه نیمه
شب های بی پایان
عطر قهوه های تلخ کنج کافه ها
نیمکت های خط خطی
ایستگاه های شلوغ
ترافیک های صبور
شروع دوباره ی
زندگی...پر از بوی برگ ،بوی خاک،بوی عشق
حیف!
از تابستانی که می رود
جان!
به پاییزی که می آید...
پاییزت بی غم
دیدگاه ها (۲)

یک روز که زیبا غزلی در نظر افتادما را هم از عشّاق سرودن به س...

دست هایم به آرزوهایم نرسید....آنها بسیار دورند... اما درخت س...

من عاشق سکوتم و کم حرف می زنمهر وقت دل شکسته ترم حرف می زنما...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

تکپارتی | جونگکوک

پارت: 2 (بخش3) وقتی زین بالاخره به رختکن رسید، تقریباً همه ر...

The Last Shadow

تکپارتی

《검은 마음》پارت هفتم | اولین جلسه‌ی خصوصیساعت دقیقاً چهار بود.ام...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

چند پارتی

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط