{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فساد نژاد ما از بچه و پیر و جوانش پیداست

فساد نژاد ما از بچه و پیر و جوانش پیداست .
همه مان ادای زندگی را در آورده ایم ، کاشکی ادا بود ، به زندگی دهن کجی کرده ایم !
اگرچه به قدر الاغ چیز سرمان نمی شود و همیشه کلاه سرمان می رود ، اما خودمان را باهوش ترین مخلوق تصور می کنیم .
همیشه منتظر یک قلدریم که بطور معجزه آسا ظهور بکند و پیزی ما را جا بگذارد !
حالا هم صدای مان در نمی آید و همان گربه های مردنی را جلو ما می رقصانند .
این هوش ما در هیچیک از شئون فرهنگی یا علمی و یا اجتماعی بروز نکرده است ، هنرمان لوله هنگ ، سازمان وزوز جگر خراش ، فلسفه مان مباحثه در شکیات و سهویات و خوراک مان جگرک است .
نه ذوق ، نه هنر ، نه شادی ، همه اش دزدی ، کلاه برداری و روضه خوانی ! ما در حال تعفن و تجزیه هستیم ، از صوفی و درویش و پیر و جوان و کاسب کار و گدا ، همه منتر پول و مقام هستند ، آن هم به طرز بی شرمانه وقیحی ، مردم هر جای دنیا ممکن است که به یک چیز و یا حقیقتی پایبند باشند مگر اینجا که مسابقه پستی و رذالت را می دهند .
دوره ی ما دوره ی تحقیر و اخ و تف است !
دیدگاه ها (۱)

وقتی نیازهای غریزی ام رفع شد، ذهنم از کمبودها وسرکوبهای گذشت...

ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺣﻮﺍ ﺷﻮﻡﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﺎﺧﻪ ﻣﯽ ﭼﯿﻨﻢﻭﻟﯽ ﺗ...

از دیوار سفارت مردم که بالا میرویم! پرچمشان را هم آتش میزنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط