{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من بردی وگویی که

دل من بردی وگویی که
ندانم که کجاست

ازسر زلف سیاه تو
به درچیزی نیست

سینه راساخته بودم
سپرتیرغمت

دل نهادم به جراحت
که سپرچیزی نیست
دیدگاه ها (۱)

یک روز غـــمفـــــال مرا می فهمیاین سایـــه یدنبال مرا می فه...

سر رشتهٔ شادیست خیال خوش توسرمایهٔ گرمیست مها آتش توهرگاه که...

‌‌درد دارد ترڪ دلداری ڪہاز گـل بهتر استدرد دارد رفتن یارے ڪہ...

تا تو به گلشن امدی با همه در کشاکشموه که تو در میان گل من به...

باز شب شد، تو بگو کجای دل بگذارم این همه دلتنگی را؟ تو رفتی ...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️آقا راست میگن: نوڪَرےشُـ...

ورق بزنید.....

#بفرست_براش دل تنگمو... جز روی خوشت در نظرم نیست در گیتی و ا...

مادر که باشی...مهربانیت دست خودت نیستخوب می‌شوی حتی با آنان ...

ای آبِ آب! رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند و در بستر انتظار...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط