یه روزی میام جلوی دخترمون و بهش میگم :

یه روزی میام جلوی دخترمون و بهش میگم :
فرشته کوچولو...
این دستایی ک الان تو با دستای کوچولوت میگیری ، اون همیشه توی دستای من بوده...

اون صورتی ک الان بین تو دوتا دستات میگیری و روی ته ریششو بوس میکنی اون جای لبای منه...

اون سینه ای که سرتو روش میذاریو خودتو لوس میکنی براش جاییه ک من روش آروم میشم!

اونی ک تو بهش میگی بابایی... کل زندگی مامانیته....

این آقا عشق منه..
بهش بی احترامی نکنیا
من و تو امید بابایی هستیم
هیچوقت عصبانیش نکنیا....
آخه اگه اون نباشه دیگه مامانتم تو دنیا نیس.....
دیدگاه ها (۱۱)

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

عشقی حقیقی

رمان عشق ممنوع

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ⏔⏔⏔⏔⏔⏔ ⑅ ꒰ 𓏵 ꒱⑅ ⏔⏔⏔⏔⏔⏔درود خوشگلا🦢بلخره اومدم درمورد ...

ابلیس

ابلیس

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط