شب شد

شب شد
سونامی از خاطرات هجوم آورد
و شهر دلم را غرق خود کرد...


#المیرا_بوشاسب
دیدگاه ها (۴)

دنیا همین است پوچ به اضافه پوچ آخرش قابی میشوی روی ‌شانه دیو...

و «دی» تنها دو حرفی سال میان دو جین ماه است مثل «تو» که دو...

گاهی چه سخت میشود زندگیت خودت را به هر راهی هم که بزنی انگار...

چه سخت است برای آدمی که دلش میخواهد به اندازه ی تمام خداحافظ...

عجیب دلتنگی می کند دل ...شب ، تنهایی ، دلتنگی هجوم خاطرات ، ...

یک شب از کوچه ی معشوق گذر خواهم کرد… دزدکی باز به آن خانه نظ...

#بفرست_براش بی تو می‌شود.... زندگی کرد قدم زد چای خوردفیلم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط