{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکنون مرا بهار دل‌انگیز دیگری

اکنون مرا بهار دل‌انگیز دیگری
آورده است وعده‌ی پاییز دیگری

ویرانه‌های خانه من ایستاده اند
چشم انتظار حمله‌ی چنگیز دیگری

تا مرگ، یک پیاله فقط راه مانده است
کی می‌رسد پیاله‌ی لبریز دیگری

آتش بزن مرا که به جز شاخه‌های خشک
باقی نمانده از تن من، چیز دیگری

تهران و تلخکامی من مانده است!
کاش تبریزِ دیگری و شکرریز دیگری
دیدگاه ها (۱)

تو از قبیله ی بت‌های مکّه هستی و منبه کافران همان خطّه می رس...

😄 😄 😄 😄

تو بعد از کشف الکلشاعرانه ترین کشف بشری ...من بعد از سرودن ت...

از میوه ی حوایی تو سیر نخوردیم و شد از یاد ، بگو سیبدر یاد ت...

ما برای یک زندگیِ معمولی، بهایی دادیم که هیچ عقلِ سلیمی آن ر...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیری، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط