{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان فیک پارت

رمان فیک پارت 20
شرط کامنت 20
لایک 4
ن:همینطور که داشتم میرفتم پایین یه پسر جلومو گرفت
خب یه توضیحی راجبش بگیم
اسم طرف تهیونگه
پسر عمه ناتنیه جنی که از بچگیش با جنی بزرگ شده و الان عاشقشه به جنی گفته ولی جنی ردش کرده اینم وانمود میکنه مسئله فراموش کرده و دوباره مثل قبل صمیمین
یکی از مهم ترین دلیلی که جنی ردش کرده این بوده قبلا با انا نامزد بوده یکی از دلایلی که انا از جنی بدش میاد اینکه تهیونگ جنی رو دوست داشته
ن:این پسره اسمشو شنیده بودم فک کنم پسر عمه جنی اسمش تهیونگه
یقمو گرفتو گفت
ت:مردتیکه عوضی چیکارش کردی هااا
ن:زدمش کنار جنی رو سوار امبولانس کردم و رفتیم بیمارستان اونم بام امد به تهیونگ تو راه توضیح دادم که چیشده پارچ افتاده رو سرش اینا
رسیدیم بیمارستان بردنش اتاق ویژه تهیونگ زنگ زد به بقیه که امدن
پ م ج:دخترم کجاستت چیشده نامجون تهیونگ چی شده؟؟
ت:اروم باشید پارچ افتاده رو سرش و زخمی شده
ن:اروم دم گوشش گفتم
کامل نگفتی!
ت:کامل بگم زن عموم میره کوما چون مشکل قلبی داره همینجاشم خدا بهش رحم کنه
ن:انا امد و وقتی جنی بیهوش بو بدو بدو خودشو جای رفیق صمیمیش اینکه خیلی ناراحته جا زد
ا:رفتم داخل اتاق جنی بیهوش بود دستگاه بهش وصل خواستم دستگاه رو از برق بکشم که یکی دستمو گرفت
نامجون بود و بقیه هم پشت سرش
تهیونگ دستمو گرفت بلندم کرد
خواست ی سیب بهم بزنه که مامان جنی زودتر یه سیلی بهم زد
م ج:اشغالل به توهم میگن دختر خاله؟ نگاه کن چیکار دختر نازنینم کردی
ا:به من چه دخترت میخواست نامزد منو نبره
ن:درحال دعوا بودیم که جنی چشماشو باز کرد
بدو بدو رفتم پیشش
ج:ا.ا.انا ک ک کجاست؟؟
بهش بگو بره بیرون
ن:یه هدیه برات گرفتم
ج:برای من؟
که دیدم یهو...
دیدگاه ها (۲۹)

خب اگه اینطورهشخصیت مورد علاقه من یعنی ایشون تامبویه

خب بچه ها این رمانم داره ته میکشه ی 5یا 6پارت دیگه بیشتر نمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط