قلم به دست گرفته ام
قلم به دست گرفته ام
تا سپاسی نثار کنم بر تو ای دوست ❤ .
تا نویسم چند کلامی در وصف تو
صحبت از دوست شد و از مرام او.
صحبت از این همره همدل آغاز گرفت.
هر که از در به شوق عیادت سر رسید،
صحبت خویش باز نکرد
مگر با سخاوت دوست.
من فقط این را دانم
که در جهان دل بازان
یک چیز آشناترین است:
کلمه ی دوست مهتابی ترین پاره ی دل است!
و اگر کسی دوست صفت نبود،
دوست نمی نامیدنش.
هنوز قلم به دستم.
در آینه ی موزون دوست به فکرم.
و ورقی سپید روبروی چشمم در انتظار❤ ....
تا سپاسی نثار کنم بر تو ای دوست ❤ .
تا نویسم چند کلامی در وصف تو
صحبت از دوست شد و از مرام او.
صحبت از این همره همدل آغاز گرفت.
هر که از در به شوق عیادت سر رسید،
صحبت خویش باز نکرد
مگر با سخاوت دوست.
من فقط این را دانم
که در جهان دل بازان
یک چیز آشناترین است:
کلمه ی دوست مهتابی ترین پاره ی دل است!
و اگر کسی دوست صفت نبود،
دوست نمی نامیدنش.
هنوز قلم به دستم.
در آینه ی موزون دوست به فکرم.
و ورقی سپید روبروی چشمم در انتظار❤ ....
- ۲۶۰
- ۱۳ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط