{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نکه دیگر مرا نمی خواهی را نمی شود انکار کرد شاید اینجا آخ

نکه دیگر مرا نمی خواهی را نمی شود انکار کرد شاید اینجا آخر قصه باشد و باید کنار آمد با نبودنت، با نخواستنت ... فقط یک چیز را به من بگو به آن دلی که روزی عاشق من بود چه گفتی که قید آنهمه علاقه و خاطره را زد؟
دیدگاه ها (۱)

دم ها یکهو می‌شکنند شکستن آن‌ها هیچوقت صدایی نخواهد داشت هیچ...

درد تنهــــــــایی کشـــــــــیدن مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی رو...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، برای کسی نیست که دوستش داشتی؛ برای رف...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط