{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۴

پارت ۱۴

نیم ساعت بعد یانا تو آشپزخونه بود
ته: چیکار میکنی ؟
یانا: دارم میز ناهارخوری رو جمع میکنم
بامن کاری دارید؟
ته: نه
من می‌خوام برم حموم
لباسامو با حوله آماده کن
یانا: چشم
ته: حالا آدم شدی
*ته رفت حموم
پونزده دقیقه بعد
یانا گوشیشو گرفت رفت اتاق خواب طبقه بالا زنگ زد به جونگکوک
یانا: الو
کوک: سلام عزیزم خوبی ؟
یانا: ممنون. آره
کوک: کاریم داشتی ؟
یانا: آره
فقط باید زود بهت بگم
کوک: کجاست؟
یانا: حمومه
کوک: خا بگو
یانا: جونگکوک من جز تو کسیو ندارم که ازم مراقبت کنه
دقیقا همون کاری که چند هفته پیش کرد الانم کرد
کوک: باز روت دست بلند کرده؟
یانا: قبل از این قضیه هم میکرد
ولی بعد قضیه تماس من به تو وحشی تر شده
جونگکوک من نمیتونم تحمل کنم
من یه عمر آزاد زندگی کردم بدون اینکه کسی ازم بیگاری بکشه
من پدرم فقط بچه بودم منو چندبار زد حتی پدرمم این جوری روم دست بلند نکرده بود
کمر دردم بدتر شده واقعا...
ته: *داد. یانااا
یانا: ببین داره صدام میکنه من باید برم
کوک: *اعصابش خورد شده بود
میام پیشت. خیلی زود
یانا: اوکی بای
کوک: بای
یانا:*جنگی رفت پایین
بله ؟
ته: حولمو بده
*رفت از اتاق خواب گرفت
یانا: بیا
ته:*یکم درو باز کرد
نگاه
یانا: *مکث. چیه ؟
ته: *همچنان نگاه. هیچی
یانا: اوکی
ته: *حوله رو گرفت.
گمشو برو
یانا: امم باشه خیلی خب...
یانا گوشیشو گرفت پیام بده
«💬 علامت پیام به کوک»
💬: لطفا سریعتر بیا. اون داره کارای عجیبی میکنه ازش میترسم
یکم بعد ته اومد بیرون یانارو نگاه میکرد
ته: *پوزخند. ازم می‌ترسی نه؟
یانا: چرا اونجوری نگام میکردی ؟
ته: من همه رو اینجوری نگاه میکنم
یانا: *مکث. ولش کن
چیزی میخورید؟
ته: *نگاه.یه چیزی یادت رفت
یانا: منظورتون رئیسه؟
ته: آره
یانا: باشه رئیس
ادامه...
دیدگاه ها (۱)

بچه ها یه سری از آرمی ها هستن که عکس و اسم آیدیشون با اعضا ت...

یه ادیت ترندی از تهیونگ

پارت ۱۳ رمان قمار یا زندگی

خدایا یا من پولدار شم یا پیرژن مرتضوی جلو تهیونگ نگاش کنهواک...

پارت ۱۵چیزی میخورید؟ته: رامیون میخوام یانا:*خیره.ته: ولی این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط