{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخمهای دستــم را می بست و میگفت:

زخمهای دستــم را می بست و میگفت:


چرا با خود چنین کردی؟؟؟


ولی زخم بزرگ دلم را ندید تا بگوید،


چرا با تو چینین کردم... !!!
دیدگاه ها (۱)

اجازه نده زخم‌های روی قلبت تعریفت کنن.تو زخم نیستی، تو کسی ه...

تلافی کن تمام نبودنت راوقتی تمام راه‌هابن بست بودمرا به خیاب...

خدایا…هر آنچه در توانم بود با تمام دلم انجام دادمو برای آنچه...

و برای شب‌های بلندِ این پاییزمثل دخترهای قدیمی با دامن‌های گ...

- خداحافظی من از تو انقدر تلخ بود که خودم هم تموم شدم...حالم...

یگانه آفریدگار من،تو را سپاس می گویم که مرا از تمام وابستگی ...

ناگهان دلم هوای تو را کردهراستش را بخواهیناگهان فکر کردم تو ...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

پروردگاراامروزم را چون هر روزبا نام تو آغاز می کنمصبحی چنین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط