{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به درجه ای از عرفان و معرفت رسیدم

به درجه ای از عرفان و معرفت رسیدم
که واسه خودم یه چیزی تعریف میکنم میخندم
تازه آخرش هم از خودم میپرسم: جان من!؟
دیدگاه ها (۲)

بابام رفته هویج خریده میگه عَقلت که ناقصه ، مغزتم که کار نمی...

اصولا دخترا 4 دسته اند :1- اونايي كه پاستيل دوست دارند2- اون...

به سلامتي خانم هايي كه وقتي ميخوان پارك دوبل كنن:روسري ليز م...

آﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺍﯾﺪﻩ ﯼ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﻭ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍ...

خودم : من .... ( *میخندم در حالی که دارم گریه میکنم و به یه ...

داره واسه کوك تعریف می‌کنه که بعد از اینکه ژاکتش رو به یه بچ...

لوفی

داره واسه کوك تعریف می‌کنه که بعد از اینکه ژاکتش رو به یه بچ...

عاقا میدونم یه چیز شخصیه ولی میتونیدرموردش بگید اوه میخوایید...

پارت دوم مرد ناشناس: اوووف لعنتی اون پسره دید همه چیز دید ال...

و دومیش این مینی سریال ژاپنی که خیلی رندوم و از سر بی حوصلگی...

احساس میکنم وقتی این قسمتارو خونده[مردم میگن یه نگا به خودت ...

به این باور رسیدم ...!نمیدونم اسمش بی حوصلگیهاصلا درسته یا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط