{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بارت را زمین بگذار.قدری صبر کن..

کوله بارت را زمین بگذار.قدری صبر کن..
قدر یک فنجان کوچک شعر میریزم بمان..
دیدگاه ها (۲)

قلب من داشت شبی از ضربان می افتاد. لمس دستان تواورا به طپش و...

هم زدل دزدید صبر و هم دل دیوانه را...یار ما با خانه می دزدد ...

غزل از موی پریشان شده ات میریزد...من اگرشاعرشدم ازدست پریش...

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت..ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم...

در سفر زندگیمان كوله‌باری‌ را حمل می‌كنيم، لبريز خاطره‌ها و ...

ناله از دوری آن کنکه تو را می‌فهمدعشق خود صرف همان کنکه تو ر...

خدایا آن چیزهایی را که آرزویش را داریم، آن‌قدر به شکلی زیبا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط