{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

THE LIFE OF A WILD RABBIT

« THE LIFE OF A WILD RABBIT »
P3: صبح ساعت6:300
ماکوتو از خواب بیدار شد و ساعت گوشیش رو چک کرد، وقتی دید زود تر از زنگ تنظیم شد بیدار شده کلافه شد ولی سعی کرد دوباره بخوابه اما دیگه خوابش نمیبرد پس تصمیم گرفت که یه دوش آب گرم بگیره، 15 دقیقه دوش گرفت و از حموم اومد بیرون،هنوز حوله تنش بود پس لباس مورد علاقش که تازه شوسته بودتش رو از کشوی کمدش درآورد و اون ر پوشید. مشخصات لباس: یک عدد تیشرت لش دخترونه با شلوارک ست راحتی به رنگ مشکی با طرح پیشی روح بسیار کیوت. ماکوتو که لباسش رو پوشید رفت تو حموم اتاقش و موهاش رو خشک کرد، بعد مسواک زد و از حموم دراومد. ساعت گوشیش زنگ خورد که به این معنا بود وقت بیدار شدن بقیه هم بود. ماکوتو از اتاقش رفت بیرون و به آشپزخونه رفت. هنوز کسیی بیدار نشده بود پس یه هات چاکلت تازه برای خودش درست کرد. ماکوتو که روی صندلیش نشسته بود که باباهاش بالاخره بیدار شدن اومدن پایین برای درست کردم صبحونه.
ساتو: سلام ماکوتو زود بیدار شدی.
ماکوتو: از ساعت شیش بیدارم.
گیو: خوبه حالا زود بیدار شدی.
گیو و ساتو شروع کردن به درست کردن صبحونه و ماکوتو رفت که داداشاش رو بیدار کنه برای صبحونه. اولین اتاق،اتاق یوتو سومین برادر.
ماکوتو: یـــوتـــو؟! بیدار شو!
یوتو: فقط پنج دقیقه.
ماکوتو: اوکی.
ماکوتو از اتاق یوتو رفت سراغ اتاق هیروتو دومین برادر. در رو خیلی وحشیانه زد و هیروتو با ترس از تختش پرت شد روی زمین.
هیروتو: چته وحشی؟!
ماکوتو: عه خواب بودی؟ ببخشید.
هیروتو: درد و ببخشید.
ماکوتو از اتاق هیروتو رفت به سراغ اتاق برادر اولش هاروتو، در رو مثل یک آدم زد و اسم هاروتو رو صدا زد.
ماکوتو: هاروتو؟ داداشی بیداری؟
هاروتو در اتاقش رو باز کرد و به چارچوب در تکیه داد.
هاروتو: خیلی وقته بیدارم خرگوشک.
ماکوتو: من دیگه بچه نیستم اینطوری صدام میزنی.
هاروتو: جدی؟ ولی من هیچ بزرگ شدنی از تو ندیدم.
ماکوتو: عـــه!
هاروتو گونه های ماکوتو بوس کرد و بهش گفت میاد پایین و ماکوتو هم رفت به طبقه ی پایین و پشت میز آشپزخونه نشست و منتظر صبحونه موند. صبحونه آماده روی میز چیده شده بود و همه پشت میز ها نشسته بودن و قبل از خوردن صبحونه دعا کردن. صبحونه ی همه که تموم شد، گیو و ساتو میز هارو جمع کردن و بقیه رفتن تو اتاقاشون تا برای مدرسه آماده شن.
END OF P3!
دیدگاه ها (۰)

« THE LIFE OF A WILD RABBIT »P4: ادامه ی روز(1)!ماکوتو همراه...

1.اگر کسی به پدرتون فحش بده یا بی احترامی کنه چی کار میکنید؟...

ولی بعد از امتحان کردن ماچا کلا تصوراتم خراب شد خوب بود ولی ...

« THE LIFE OF A WILD RABBIT »P2: ساعت 4:00 در خانه!ماکوتو د...

« THE LIFE OF A WILD RABBIT »P1: ساعت 7:30 صبحصدای زنگ ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط