{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرح داستان شامارانکوردیش فایل

شرح داستان شاماران_کوردیش فایل_2

جوان بلند قامت و رعنایی که از راه بریدن چوب درختان امرار معاش می کرد طبق معمول به سر کارش می رود که در راه پایش لیز خورده و در چاهی سقوط می کند تلاشها برای بیرون آمدن ناکام می‌ماند. جوان ناامید که تاماسپ نام دارد نا امیدانه سرش را برای یافتن راه نجاتی بر می گرداند که حفره‌ای در دیواره چاه می بیند…
(تاماسپ که معربش طهماسب است هم کلمه‌ای کوردی است متشکل از تام+اسپ.. همانطور که شتر نزد عربها قابل احترام است اسب هم نزد کوردها حیوانی قابل احترام است طوریکه نامهای فرزندان خود را با ترکیبی از کلمه اسپ می نهادند. تام یا ‌tame که مشترک با زبان انگلیسی است به معنای رام و راهوار است. تاماسپ یعنی اسب رام) تاماسپ با چاقوی کهنه ای که همراه داشت حفره دیواره چاه را بزرگتر می کند و زمانی که حفره را نگاه می کند می بیند که ادامه آن به غاری بزرگ می رسد زمانی که به درون غار می خزد و بر اثر خستگی به خواب می رود.
زمانی که چشم باز می کند هزاران مار را می بیند که چشم به او دوخته اند زمانی که تاماسپ خود را عقب می کشد مارها به طرفش می آیند او که از زنده ماندنش ناامید می شود چشم را می بندد و زیر لب دعا می خواند پس از گذشت مدتی که چشم باز می کند با دختری زیبا روبرو می شود که نصفش انسان و نصفش مار است. زبانش بند می آید دخترک میگوید نگران نباش آزارت نمی دهم من سلطان مارها هستم من شامارانم تو الان خسته ای بخواب فردا پیشت می آیم و تاماسپ خسته دوباره می خوابد. صبح که تاماسپ چشم باز می کند شاماران را می بیند که روبرویش نشسته و صبحانه را آماده کرده است تاماسپ که محو زیبایی شاماران شده چشم از او بر نمی دارد صبحانه را با هم می خورند شاماران که آگاه به تمام دازهای دنیاست داستان خلقت بشر را برای تاماسپ تعریف می کند و خاطراتش را برای تاماسپ تعریف می کند و هر روز داستانی برای تاماسپ علاقه مند باز می گوید روزها می گذرند و تاماسپ بیشتر به شاماران علاقه پیدا می کند بعد از مدتها تاماسپ که دلش برای خانواده اش تنگ شده آهنگ رفتن می کند اما شاماران که به او علاقه پیدا کرده مانع می شود ولی زمانی که با اصرار تاماسپ مواجه می شود با رفتن او موافقت می کند به شرط آنکه این واقعه را پیش هیچکس بازگو نکند و هیچگاه پیش چشم مردم داخل آب نرود چون اگر پوست بدنش با آب تماس پیدا کند مثل مار پوست اندازی می کند و رازش برملا مب شود. تاماسپ هم شروط را قبول می کند و غار را ترک می کند.



#kurdishfile

#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

️شرح داستان شاماران_کوردیش فایل_3تاماسپ تا سالها رازش را به ...

️EFSANEYA ŞAHMARAN_KURDISHFILE_Beşa 1SAYÎME XAKPÛREfasaneya ...

افسانه ی شاماران_کوردیش فایل_1(شاه مارها به کُردی شاه ِ مارا...

درست است حال پستهایت پاک شده اما تا کوردیش فایل هست تصاویرپس...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

boundary of the flamespart 2کلاهی که به شنل بلندش وصل بود ر...

یوسف پیامبر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط