{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

no copy

no copy
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش در گذر است. کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس، این طنابها برای چیست؟

جواب داد: برای اسارت آدمیزاد. طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان، طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت: اینها را هم انسان های با ایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.

مرد گفت: طناب من کدام است ؟

ابلیس گفت: اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو را به حساب دیگران می گذارم.

مرد قبول کرد.

ابلیس خنده کنان گفت: عجب، پس با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!
دیدگاه ها (۱۷)

no copyمرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خ...

no copyرسوندمش دم خونه !صداش زدم با همون قیافه شیطون و مهربو...

no copyﺩﻳﺪﻱ ﺷﺒﺎ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻴﺸﻴﻨﻲ عکسای ﮔﻮﺷﻴﺘﻮﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻭ ﺍﺱ...

no copyمن درسم را خوب خوانده بودم!!!آماده برای کنکوری موفق!ه...

اللهم عجل لولیک الفرج

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :لذا دربارۀ ولایت و سلطۀ شیط...

اربعین؛ تمرین جامعه‌سازیاربعین فقط یک اجتماع میلیونی نیست؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط