{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانِ درشتش👁

چشمانِ درشتش👁
دو عدد قهوه‌ی قاجار☕ ️
مقتولِ دو تا قهوه‌ی اَعلا شده بودم..♨ ️
ناگه پدرم گفت: که دیوانه شدی رفت😏
خندیدم و گفتم که نه!😅
اما...😬
شده بودم...😅 ❤ ️
دیدگاه ها (۴)

آبادتر از آن بود ،که یادِ منِ ویرانه بیفتد..!

به یه استراحتـ طولانی نیاز دارمـیک ماهیا دوشایدم بغلتـ! :)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 96・⁠]⁠ᕗ  بعد از اون روز اونق...

جادویی عشق part ۵۲ونسا با حرص گفت: احمق.. و سریع و پاکوبان ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط