{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانِ درشتش👁

چشمانِ درشتش👁
دو عدد قهوه‌ی قاجار☕ ️
مقتولِ دو تا قهوه‌ی اَعلا شده بودم..♨ ️
ناگه پدرم گفت: که دیوانه شدی رفت😏
خندیدم و گفتم که نه!😅
اما...😬
شده بودم...😅 ❤ ️
دیدگاه ها (۴)

آبادتر از آن بود ،که یادِ منِ ویرانه بیفتد..!

به یه استراحتـ طولانی نیاز دارمـیک ماهیا دوشایدم بغلتـ! :)

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

I'm not jealous part 1برای آخرین بار نگاهی به اتاق قشنگم که ...

پارت 179

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط