چقدر شبیه همیم
چقدر شبیه همیم
من و این آدمه برفی
اورا حرارت خورشید آب میکند و مرا
داغی نگاه سرد و بی روحت
کودکی کلاه کهنه بر سرش میگذاردو تو
کلاه نو بر سر شعر های تبدارم
برای رفتنش زمین دست و پاگیر است
برای من آخرین دیدار غمبارم
آشفته است از سکوت یلدایی شبها
و من از خوابهای بی تعبیر چشمانت
می میرد از صدای پای بهار و بوی فروردین
عمرش به دیدن گیلاسها که قد نمیدهد دیگر
آه ای بهاری ترین بهار زندگیم
میمیرم اگر سبز نشوم میان باغ دستانت
من و این آدمه برفی
اورا حرارت خورشید آب میکند و مرا
داغی نگاه سرد و بی روحت
کودکی کلاه کهنه بر سرش میگذاردو تو
کلاه نو بر سر شعر های تبدارم
برای رفتنش زمین دست و پاگیر است
برای من آخرین دیدار غمبارم
آشفته است از سکوت یلدایی شبها
و من از خوابهای بی تعبیر چشمانت
می میرد از صدای پای بهار و بوی فروردین
عمرش به دیدن گیلاسها که قد نمیدهد دیگر
آه ای بهاری ترین بهار زندگیم
میمیرم اگر سبز نشوم میان باغ دستانت
- ۸۲۸
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط