{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آفت شده چشمان به رنگ شکلاتت

آفت شده چشمان به رنگ شکلاتت
با طعم شکر پاش لب شاخه نباتت

با دین من مومن بیچاره چه کردی
تا بوسه شده سهم من از خمس و زکاتت

دُرّی ست که مثلش نتوان یافت به جایی
الماس تراشیده شده با حرکاتت

من زائر و احرام من آغوش تو ای داد
از دامن پوشیده به روی عرفاتت

تکبیر صلاتم شده موسیقی شور و
دوگاه فرود تو و نغمات بیاتت

در کار تو ماندم به خدا با همه لطفت
این تلخی و بی رحمی و رمی جمراتت

راوی شده ام از حَسناتت، به کسی چه
حافظ شده حافظ به همین ذکر رُواتت

اکسیر حیاتی تو و خوش بخت کسی که
نوشیده فقط قطره ای از آب حیاتت
دیدگاه ها (۲)

دلـم"بهــانه ی "تـــو" را دارد!تــــو می دانــی بهانه چیست؟!...

خودنویس و دفتر و جام شراب شمع و میز چوبی و حال خراب مینویسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط