وقتی که عطر بودنت در این حوالی نیست
وقتی که عطر بودنت در این حوالی نیست
اندوه من یک اضطراب پوچ و خالی نیست
لطفا طناب خاطراتت را کمی شل کن
حتی برای خودکشی کردن مجالی نیست
بعد از تو در این کوچه ی بن بست پاییزی
دیگر برای دل سپردن احتمالی نیست
در بیشه های سبز چشمانم گم ات کردم
آن شب که میگفتی نگاه من شمالی نیست
رد می شدی من هم تو را آهسته بوسیدم
جز اشتیاق بوسه ات خواب و خیالی نیست
آرامشم را دست طوفان غمت دادم
حالا عذابی بدتر از آشفته حالی نیست
اندوه من یک اضطراب پوچ و خالی نیست
لطفا طناب خاطراتت را کمی شل کن
حتی برای خودکشی کردن مجالی نیست
بعد از تو در این کوچه ی بن بست پاییزی
دیگر برای دل سپردن احتمالی نیست
در بیشه های سبز چشمانم گم ات کردم
آن شب که میگفتی نگاه من شمالی نیست
رد می شدی من هم تو را آهسته بوسیدم
جز اشتیاق بوسه ات خواب و خیالی نیست
آرامشم را دست طوفان غمت دادم
حالا عذابی بدتر از آشفته حالی نیست
- ۱.۱k
- ۲۰ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط