{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاریست که

روزگاریست که
سودای تو در سر دارم
مگرم سر برود
تا برود سودایت..

#سعدی
دیدگاه ها (۶)

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها ...

بوسیدمش...دیگر هراس نداشتمجهان پایان یابدمن از جهان سهمم را ...

‌لبانت را چون حسی گرم از هستیبه نوازش های لبهای عاشق من بسپا...

من به خوبی‌ها نگاه کردمچرا که تو خوبی و این همه‌ی اقرارهاست،...

؛مَگرم سَر بِرَود تا بِرود سودایت اي وطَنم .🇮🇷

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

سلام آقای من یا اباصالح المهدی.هرچه داریم ز سودای تو دلبر دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط